معنی زیلی
7 بازدید
(ص نسبی، از اتباع) (زخم و ...) مترادف و تابع زخم و زیلی به معنی زخمدار و زخمناک و دارای زخمهای بسیار است. (از فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده).(اِخ) احمدبن محمد ابی البرکات الزیلی السیواسی، مکنی به ابوالثناء. وی در سال ۹۷۴ هـ . ق. مشهور گشت. او راست: زبدةالاسرار. (از معجم المطبوعات).(اِخ) محرم بن عارف بن حسن، مکنی به ابواللیث. از علماء قرن دهم هجری. او راست: هدیة الصعلوک فی شرح تحفةالملوک در فقه حنفی که در رمضان سال ۹۷۹ هـ . ق. تألیف آن را به پایان رسانید. (از معجم المطبوعات ج ۱ ص ۳۴۳).
کلمات همقافیه با «زیلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر