معنی زیغال
7 بازدید
(اِ) قدح بود. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۳۲۶) (اوبهی). قدح و پیالهٔ بزرگ را گویند. (برهان) (آنندراج) (ناظم الاطباء): شکفت لاله تو زیغال بشکفان که همی به پیش لاله به کف بر نهاده به زیغال. رودکی.
کلمات همقافیه با «زیغال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر