معنی زیستشناسی
6 بازدید
[ شِ ] (حامص مرکب)شناخت حیات. (فرهنگ فارسی معین). معرفةالحیات. علم الحیوة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). دانشی که دربارهٔ موجودات زنده بحث کند. علم الحیاة. (فرهنگ فارسی معین). - زیست شناسی جانوری؛ بخشی از زیست شناسی که موضوع آن زندگی حیوانات و ساختمان بدن آنهاست. (فرهنگ فارسی معین). - زیست شناسی گیاهی؛ بخشی از زیست شناسی که موضوع آن نباتات است. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به زیست و زیستن شود.
کلمات همقافیه با «زیستشناسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر