معنی زیرپیچ
6 بازدید
(اِ مرکب) دستار کوچکی که در زیر دستار کلان بندند و آن را ته پیچ نیز خوانند. (آنندراج). عمامه و دستار کوچکی که در زیر دستار کلان پوشند. (ناظم الاطباء): ز دستار گنبد چه سازم بیان که او را بود زیرپیچ آسمان. طاهر وحید (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زیرپیچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یچ» برای سرودن شعر