معنی زیرپوست
5 بازدید
(اِ مرکب) پوستی که بزیر بشده است. مقابل روی پوست. جِلد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). قسمتی از زیرپوست که در زیر طبقهٔ مالپیکی قرار گرفته و در ضخامت آن رگهای خونی و ریشهٔ مو و بن پی های لامسه و غدد مولد عرق و ریشهٔ ناخن (در پوست نوک انگشتان) و رشته های عصبی جلدی قرار دارند. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زیرپوست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر