معنی زیربند
6 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) تنگ و پیش تنگ را گویند. (آنندراج). پیش بند و تنگ. (ناظم الاطباء): چون کافور دراعهٔ سپید پوشیدی... و اسبی بلند برنشستی با بناگوشی و زیربند و پاردم و ساخت آهن سیم گرفت سخت پاکیزه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۶۴). || تازیانه و شلاق. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).[ بَ ] (اِخ) دهی از دهستان مرکزی بخش فریمان شهرستان مشهد است و ۱۲۳ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «زیربند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر