معنی زیربر
5 بازدید
[ بُ ] (نف مرکب) کنایه از کیسه بر باشد. || شخصی را نیز گفته اند که بظاهر خود را دوست وانماید و در باطن دشمن باشد. (برهان) (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء). بمجاز، محیل و مکار و موذی و حیله ور. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): این خیره کشی است مارسیرت و آن زیربری است موش دندان.خاقانی.
کلمات همقافیه با «زیربر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر