معنی زیربای
6 بازدید
(اِ مرکب) نوعی از طعام که آش است. (غیاث). زیربا. زیره با: پسر فضل بر عادت آن شب از همه چیزها بخورد و زیربای معقد ساخته بودند همه بکار داشت... دیگر روز جاثلیق بیامد و قاروره بخواست و بنگریست، رویش برافروخت و گفت... ترا از ترشیها و لبنیات نهی کرده ام تو زیربای خوری. (چهارمقالهٔ نظامی عروضی چ معین چ زوار ص ۱۳۱). رجوع به زیره با و زیربا شود.
کلمات همقافیه با «زیربای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر