معنی زیرباج
5 بازدید
(معرب، اِ) فارسی معرب. (ثعالبی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زیره با. زیربا. مرقه ای است از سرکه و میوه های خشک به زعفران و زیره خوشبوی کرده و شیرینی در وی. آش دوشاب با زیره. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). از اغذیهٔ ملطفهٔ اصحا و مسکن مرة الصفرا و حدت اخلاط و... طریق ترتیب او چنانکه در شفاء الاسقام مذکور است آن است که گوشت را بقدر یک رطل ریزه کنند و اگر مرغ باشد از بندها جدا کرده با دارچین و نخود مقشر و روغن کنجد و آب جوشانیده و نیم رطل سرکه و ربع رطل جلاب با شکر سفید و یک اوقیه بادام محلول در گلاب و یک درم گشنیز خشک و مثل آن عود و سداب و قلیلی زعفران اضافه کنند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). || دزی در ذیل قوامیس عرب آرد: بفارسی یک بشقاب زیره ولی امروز (قرن سیزدهم) غذایی است مرکب از شکر و مغز بادام و سرکه . (از دزی ج ۱ ص ۶۱۸).
کلمات همقافیه با «زیرباج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر