معنی زیربا

معنی زیربا

7 بازدید
(اِ مرکب) طعامی است. (شرفنامهٔ منیری). نوعی از آش و طعامی است. (آنندراج). نوعی از آش و طعام. (غیاث). شوربا و نوعی از آش و زیره با. (ناظم الاطباء). زیرباج. (دهار). زیره با. زیرباج. آش زیره. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): نهاد از برش کاسهٔ شیربا چه نیکو بدی گر بدی زیربا.فردوسی. گاوان را هریسه ساز و گوسپندان را زیربای مزعفر. (اسرار التوحید). بره و مرغ و زیربای عراق گرده ها و کلیچه ها و رقاق.نظامی. هنوز این زیربا در دیگ خام است هنوز اسباب حلوا ناتمام است. نظامی (خسرو و شیرین چ وحید ص ۳۳۵). زیربایی به زعفران و شکر ناربایی ز زیربا خوشتر. نظامی (هفت پیکر ایضاً ص ۲۵۸). رجوع به مادهٔ بعد شود.

کلمات هم‌قافیه با «زیربا»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «با» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید