معنی زیر

معنی زیر

7 بازدید
(ع اِ) (از «زور») گویک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). تکمه. (شرح قاموس فارسی). || کتان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (شرح قاموس فارسی) (اقرب الموارد). || خم بزرگ قاراندود. (منتهی الارب)(آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || سبوی کلان. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || خوی و عادت. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || عقل و رای. و حرف ثانی بای موحده هم آمده. (آنندراج) (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). رجوع به زَبْر شود. || مردی که سخن گفتن و همنشینی با زنان دوست دارد نه بنظر بدی، یستوی فیه المذکر و المؤنث او خاص بهم. ج، اَزوار، زیَرة، اَزیار. || تار باریک تر رودجامه یا یک تار رودجامه باریک باشد یا گنده. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از ناظم الاطباء).
[ زَیْ یِ ] (ع ص) (از «زور») خشمناک. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
(اِخ) ابن بلخی در ذیل «زیر و کوه جیلویه» آرد: این قهستانی است نواحی بسیار و حومهٔ آن زیر است و هوای آن سردسیر است و آبهای روان بسیار و دیهها داشتست نیکو اما در روزگار فترت و استیلاء ملحدان اباد اللََّه سنتهم خراب گشت و درختستان میوه هاست. و زیر، جامع و منبر دارد و نواحی آن به سمیرم نزدیک است و نخجیرگاه است. (از فارسنامه چ گای لیسترانج ص ۱۴۸).

کلمات هم‌قافیه با «زیر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید