معنی زیتونخاتون
6 بازدید
[ زَ ] (اِخ) زن ارسلانشاه پادشاه کرمان و مادر کرمانشاه. او امیرزاده بود از ولایت هرات ولی او را به بردگی فروخته بودند. زنی به غایت عاقل و خیرات دوست بود و در کرمان خیرات بسیار فرموده و مدرسه و رباط ساخت و او را عصمت الدین لقب دادند و اوقاف او را عصمتیه گویند. (از تاریخ افضل ص ۲۳). رجوع به همین کتاب و عصمت الدین شود.
کلمات همقافیه با «زیتونخاتون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر