معنی زیتونة
6 بازدید
[ زَ نَ ] (ع اِ) یک زیتون. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). واحد زیتون یعنی یک دانه زیتون و درخت زیتون. (ناظم الاطباء). رجوع به زیتون شود.[ زَ نَ ] (ع اِ) (عید...) مرحوم دهخدا این کلمه را معادل «یکشنبهٔ رامو» دانسته و دیگر توضیحی درین باره نداده است. یکشنبهٔ رامو، یکشنبهٔ آخر «کارِم» است و کارِم ایام پرهیز کاتولیک ها از روز چهارشنبهٔ پیش از عید احیای مسیح است تا روز پاک. (از لاروس). دزی در ذیل قوامیس عرب «عیدالزیتون» را «پاک فلوری» معنی کرده و این کلمه معادل است با «یکشنبهٔ رامو». رجوع به دزی ج ۱ ص ۶۱۷ شود.[ زَ نَ ] (اِخ) موضعی است به بادیهٔ شام. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به معجم البلدان شود.[ زَ نَ ] (اِخ) مدینةالزیتونة؛ آطنه پایتخت یونان. (ناظم الاطباء). رجوع به آتن شود.[ زَ نَ ] (اِخ) عین الزیتونة؛ چشمه ای است در افریقیه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زیتونة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر