معنی زیارة
6 بازدید
[ رَ ] (ع مص) زار زوراً و زیارةً. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب). زیارت کردن کسی را و دریافتن مقام تبرک را. (آنندراج). زیارت کردن. (تاج المصادر بیهقی). زیارت کردن و نزدیک کسی شدن. (زوزنی). رجوع به زوار شود.
کلمات همقافیه با «زیارة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر