معنی زیات
8 بازدید
[ زَیْ یا ] (ع ص) این انتساب مربوط به عمل روغن زیتون است. (از انساب سمعانی). زیت فروش. روغن زیتون فروش. زیت گر. آنکه روغن زیتون گیرد و یا فروشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). سوداگر روغن زیتون. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به مادهٔ بعد شود.[ زَیْ یا ] (اِخ) لقب حمزةبن حبیب کوفی قاری، بدان جهت که زیت را از کوفه به حلوان می برد. (منتهی الارب) (آنندراج). حمزةبن حبیب بن عمارةبن اسماعیل الزیات التیمی (۸۰ -۱۶۵ هـ . ق.). یکی از قراء سبعه و از موالی تیم و منسوب بدان. وی روغن زیتون را از کوفه به حلوان و پنیر و گردو را به کوفه می برد و در حلوان درگذشت. وی در قراآت عالم بود و الثوری گوید: «حمزه حرفی از کلام اللََّه قرائت نمی کرد مگر بر طبق روایتی». (از اعلام زرکلی ج ۱ ص ۲۷۳). رجوع به روضات الجنات ص ۲۶۳ و ریحانة الادب ج ۲ ص ۱۴۱ شود.[ زَیْ یا ] (اِخ) مکنی به ابن شبیب. وی از پیروان شلمغانی و معاصر الراضی خلیفه بود. (از خاندان نوبختی اقبال ص ۲۲۴ و ۲۳۶).[ زَیْ یا ] (اِخ) حبیب بن نقولابن الیاس الزیات الدمشقی. یکی از ادبای سوریه که در سال ۱۸۷۱ م. در دمشق متولد شد و بسال ۱۹۰۶ م. در اسکندریه توطن اختیار کرد. وی به ادبیات عربی و بخصوص تاریخ، علاقهٔ وافر داشت. او به تاریخ تمدن عرب خاصه در عهد عباسیان عنایت مستمر داشت. او راست: خزائن الکتب و المرأة فی الجاهلیة و جز اینها. (از معجم المطبوعات).
کلمات همقافیه با «زیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر