معنی زکیدن
6 بازدید
[ زَ / زُ دَ ] (مص) خود بخود از قهر و خشم سخن کردن. (از برهان) (از آنندراج) (از غیاث اللغات). لندیدن و با خود از روی خشم و قهر در زیر لب سخن گفتن. (ناظم الاطباء). ژکیدن. زک و زار زدن. شکایت کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به ژکیدن شود.
کلمات همقافیه با «زکیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر