معنی زکری
5 بازدید
[ زَ ری ی / زَ کَ ری ی ] (ع ص) سخت سرخ. (ناظم الاطباء). رجوع به اقرب الموارد ذیل زکریاء شود.[ ] (اِخ) (قابل الذکر) یکی از امرای دلیر افرائیمی که در جنگ آحاز سردار پقح پادشاه اسرائیل بود و محتمل است که همان شخصی باشد که در کتاب اشعیا ۷: ۶ بن تب ئیل خوانده شده که رصین و پقح در خیال آن بودند که وی را بر یهودا شهریاری دهند. یازده نفر به این اسم در کتاب مقدس وارد گشته. (از قاموس کتاب مقدس).[ زَ کَ ری ی / زَ کَ ] (اِخ) زکریا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به المعرب جوالیقی ص ۱۷۱ و مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زکری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر