معنی زکبة
7 بازدید
[ زُ بَ ] (ع اِ) نطفه. || فرزند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || فی المثل هو الاَم زکبة؛ ای الاَم شی ء لقطهُ شی ء. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). او حقیرترین چیزی است. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زکبة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر