معنی زوق
7 بازدید
[ زُ وَ ] (ع اِ) سیماب. (منتهی الارب) (آنندراج). به لغت مردم مدینه سیماب و جیوه . (ناظم الاطباء).(اِخ) دهی است بر دجله میان جزیره و موصل و هما زوقان. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «زوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر