معنی زوفی
6 بازدید
[ فا ] (ع اِ) گیاهی است که در کوههای قدس خیزد و این را زوفای یابس گویند. طبیخ آن با سکنجبین مسهل خلط غلیظ و مضمضهٔ آن که در سرکه پخته باشند جهت درد دندان و بخور آن برای درد گوش نافع. (منتهی الارب) (آنندراج). || چرکی است در پشم و موی زیر شکم و کنج ران گوسپند که به آب سطرونیون چند بار بشویند و پشم را از آن جدا کرده بگیرند و این را زوفای رطب نامند، محلل اورام صلبه و سپرز و برودت احشاء و جگر و گرده و استسقا را شرباً و ضماداً نافع. (منتهی الارب) (آنندراج). زوفا. (ناظم الاطباء). رجوع به زوفا شود.
کلمات همقافیه با «زوفی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فی» برای سرودن شعر