معنی زورگر
9 بازدید
[ گَ ] (ص مرکب) پهلوان و بهادر و دلیر و جنگجوی. (ناظم الاطباء). پهلوان. (آنندراج): نبود میل جوانان سیمبر ما را به زور عاشق خود ساخت زورگر ما را. سیفی (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زورگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر