معنی زورآوری کردن
6 بازدید
[ وَ کَ دَ ] (مص مرکب) نیرو کردن. مقابله کردن. مبارزه کردن. جنگ و ستیز کردن : جنگ و زورآوری مکن با مست. سعدی (گلستان). یکی پنجهٔ آهنین راست کرد که با شیر زورآوری خواست کرد. سعدی (بوستان). رجوع به زور و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زورآوری کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر