معنی زودشکن
7 بازدید
[ شِ کَ ] (نف مرکب) ترد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): خربق سیاه... زودشکن باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً). بورهٔ ارمنی بهتر باشد... متخلخل و زودشکن و سپید و یا گلگون بود. (ایضاً).
کلمات همقافیه با «زودشکن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کن» برای سرودن شعر