معنی زودشعری
7 بازدید
[ شِ ] (حامص مرکب) بدیهه گویی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). برفور شعر گفتن. بدیهه گویی. بداهه سرایی. (فرهنگ فارسی معین): و آن اقبال که رودکی از آل سامان دید به بدیهه گفتن و زودشعری، کس ندیده است. (چهارمقالهٔ نظامی عروضی).
کلمات همقافیه با «زودشعری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر