معنی زودسیری
6 بازدید
(حامص مرکب) صفت زودسیر. حالت و کیفیت زودسیر. دلگیری از مصاحبت دوستان در اندک زمانی : بدین زودی از من چرا سیر گشتی نگارا بدین زودسیری چرایی.فرخی. به مهر اندر نمودی زودسیری مرا دادی به خودکامی دلیری. (ویس و رامین). عجب ناید ز خوبان زودسیری چنانک از سگ سگی وز شیر شیری. نظامی. فلک زان داد بر رفتن دلیریش که بود آگه ز شاه و زودسیریش.نظامی. کز کنیزان آفتاب جمال زودسیری چرا کند همه سال.نظامی. رجوع به زودسیر شود.
کلمات همقافیه با «زودسیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر