معنی زوبع
7 بازدید
[ زَ بَ ] (ع ص) مرد کوتاه بالا. (منتهی الارب) (آنندراج). قصیر و حقیر. (اقرب الموارد). هذا ما فی الصحاح و قال فی القاموس: «الروبع»؛ القصیر الحقیر بالراء مهملة لا غیر و تصحف علی الجوهری فی اللغة... (منتهی الارب). رجوع به روبع و منتهی الارب شود.[ زَ بَ ] (اِخ) زوبعة. (اقرب الموارد). شیطان. ابلیس. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به زوبعة شود.
کلمات همقافیه با «زوبع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بع» برای سرودن شعر