معنی زوال آمدن
6 بازدید
[ زَ مَ دَ ] (مص مرکب) از بین رفتن : گفت ای پسر شکر حق بجا آور، ناسپاسی مکن تا زوال نیاید. (قصص الانبیاء ص ۱۵۷). فی الجمله دولت مجموع بر او زوال آمد. (گلستان). که بر تخت و ملکش نیامد زوال.(بوستان).
کلمات همقافیه با «زوال آمدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر