معنی زهکشی
6 بازدید
[ زِهْ کَ / کِ ] (حامص مرکب) عمل کندن جویهای گود تا رطوبت یا آب اراضی باتلاقی در آن گرد آمده زمین خشک و سالم شود. جداولی که در باتلاقها کنند برای اخراج آبهای عفن، تا زمین خشک و آمادهٔ زراعت شود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). خشکانیدن آب زمین. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زهکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر