معنی زهه
7 بازدید
[ زِ هَ / هِ ] (اِمص) بدست آوردن نتیجه از درآمیختن نر و ماده. نتاج. تخم گیری. (از فرهنگ فارسی معین).[ ] (اِ) در شاهد زیر ظاهراً واحد طول در قدیم و برابر با پنجاه ذرع : ... و به قول ابوریحان و اکثر حکمای متأخرین هجده فرسنگ و هشت تسع و به همه قولی فرسنگی سه میل است و میلی به مسافت دو ندا که فرسنگی شش ندا باشد و ندایی بقدر چهار آماج که فرسنگی بیست و چهار آماج بود و آماجی ده زهه که هر فرسنگش دویست و چهل زهه و زهه ای پنجاه ذرع خلقی نه ذرع خیاطی که فرسنگش دوازده هزار ذراع باشد و ذراعی بیست و چهار انگشت بهم نهاده... (نزهة القلوب نسخهٔ خطی کتابخانهٔ سازمان لغتنامه، دیباچه در ذکر ربع مسکون و شرح طول و عرض اقالیم ص ۸۲).
کلمات همقافیه با «زهه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هه» برای سرودن شعر