معنی زهمت
6 بازدید
[ زِ مَ ] (از ع، اِ) بوی گوشت و بوی ماهی خام. (برهان) (از غیاث) (ناظم الاطباء). رجوع به زُهْمة و مادهٔ بعد شود.[ زُ مَ ] (ع اِ) زُهْمة. باد گنده. بوی ریم و چربش. بوی گوشت چرب متعفن. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به زُهْمة شود.
کلمات همقافیه با «زهمت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر