معنی زهزاد
6 بازدید
[ زِ ] (اِ مرکب) نسل و فرزند. (برهان) (آنندراج) (فرهنگ فارسی معین) (ناظم الاطباء). اهل و عیال و فرزند. (از جهانگیری). رجوع به زه و زاد شود.
کلمات همقافیه با «زهزاد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر