معنی زهربار
7 بازدید
[ زَ ] (نف مرکب) زهربارنده. سم ریزنده. || کشنده. مهلک. (فرهنگ فارسی معین). رجوع به زهر و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زهربار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر