معنی زهرباد
8 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب) بمعنی بادزهر است و آن مرضی باشد که به عربی خناق گویندش. (برهان). خناق. (ناظم الاطباء). بادزهره. دیفتری. (فرهنگ فارسی معین). || سَموم. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به سموم شود.
کلمات همقافیه با «زهرباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر