معنی زهرآلوده
6 بازدید
[ زَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب) زهرآلود. (فرهنگ فارسی معین): گوشت زهرآلود دانایان خورم در هر زمان تلختر باشم و گر شویی به آب کوثرم. خاقانی. رجوع به مادهٔ قبل و زهر و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زهرآلوده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر