معنی زهرآبجوش
6 بازدید
[ زَ ] (اِ مرکب) شمشیر. (ناظم الاطباء). || (ص مرکب) تیغ یا شمشیر زهرآگین : یمانی یکی تیغ زهرآبجوش حمایل فروهشته از طرف دوش.نظامی. رجوع به زهر و زهراب و دیگر ترکیبهای این کلمه شود.
کلمات همقافیه با «زهرآبجوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر