معنی زهان
6 بازدید
[ زَ ] (نف) در حال زهیدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زه شود.[ زُ ] (اِخ) یکی از دهستانهای بخش قاین شهرستان بیرجند است. این دهستان از پنجاه آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و در حدود ۷۴۷۱ تن سکنه دارد و قراء مهم آن اسفندان و افین است و محصول عمدهٔ این دهستان زعفران می باشد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).[ زُ ] (اِخ) قصبهٔ مرکز دهستان زهان است که در بخش قاین شهرستان بیرجند واقع است و ۱۳۲۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «زهان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر