معنی زنین
7 بازدید
[ زَ ] (ع ص) آنکه او را کمیز به شتاب گرفته باشد. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و منه الحدیث: لایصلین احدکم و هو زنین؛ ای حاقن. قیل و هو من یدفع الاخبثین معاً. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). هر آنکس که بول و غایط را با هم دفع کند.[ ] (اِخ) از مغنیان غرب. و رجوع به عقد الفرید ج ۷ صص ۴۱ -۴۹ شود.
کلمات همقافیه با «زنین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر