معنی زنگاری

معنی زنگاری

6 بازدید
[ زَ ] (ص نسبی) برنگ زنگار. (ناظم الاطباء). زنجاری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). منسوب به زنگار. (فرهنگ فارسی معین): خلقانش کرد جامهٔ زنگاری این تند و تیز باد فرودینا. دقیقی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). غم او بر دل من پردهٔ زنگاری بست کس چه داند که برین پرده گذر کس را نی. خاقانی. که این زنگاری آیینه وش را چو شانه بازنشناسم سر از پا.خاقانی. || سبزرنگ. (ناظم الاطباء). به رنگ زنگار. سبزرنگ. زنگارفام. (فرهنگ فارسی معین). به رنگ زنگار و امروز سبزهٔ تیرهٔ مایل به سیاهی را گویند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): یکی چون چتر زنگاری دوم چون سبز عماری سیم چون قامت حوری چهارم نامهٔ مانی. منوچهری (دیوان چ دبیرسیاقی ص ۱۰۹). و آنگه آن کیسه به کافور بینباری درکشی سرش به ابریشم زنگاری. منوچهری (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). در باغ و راغ مفرش زنگاری پرنقش زعفران و طبرخونست.ناصرخسرو. کار و کردار تو ای گنبد زنگاری نه همی بینم جز مکر و ستمکاری. ناصرخسرو. که کرد این گنبد سیماب ارمد بدین دیبای زنگاری مستر.ناصرخسرو. ز بهر تو شد مشک و کافور و عنبر سیه خاک در زیر زنگاری ایوان. ناصرخسرو. دیوان من در این خم زنگاری فلک اکسیر حکمت است که گوگرد احمرم.عطار. ز عکس خون دل حاسدان تو هر شام چو مغز پسته شود آسمان زنگاری. کمال اسماعیل. به گرد نقطهٔ سرخت عذار سبز چنان که نیم دایره ای برکشند زنگاری.سعدی. ز ابروی زنگاری کمان گر پرده برداری عیان تا قوس باشد در جهان هرگز نبیند مشتری. سعدی. گر چنین چهره گشاید خط زنگاری دوست من رخ زرد به خونابه منقش دارم.حافظ. لطیفه ایست نهانی که عشق از او خیزد که نام آن نه لب لعل و خط زنگاریست. حافظ. || کولی. لولی. لوری. غربال بند. غربتی. غرشمال. زُطّ. چنیگانه. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || (حامص) زنگ خوردگی : بر دل از عشق جز این نیست که نادر یابی آب بی تیرگی و آینه بی زنگاری. ظهیر فاریابی.

کلمات هم‌قافیه با «زنگاری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید