معنی زنهار داشتن
7 بازدید
[ زِ تَ ] (مص مرکب) امانت داشتن : چنین گفت مر سام را شهریار که از من تو این را به زنهار دار.فردوسی. برفت و بماند این سخن یادگار تو این یادگارش به زنهار دار.فردوسی. به گستهم گفتش که زنهار دار ندیدم چو بیژن بدین روزگار.فردوسی. به زنهار گیتی مده دل نه رازت که گیتی نه راز و نه زنهار دارد.ناصرخسرو. رجوع به زنهار و زینهار و ترکیبهای این دو کلمه شود.
کلمات همقافیه با «زنهار داشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر