معنی زنهار خوردن

معنی زنهار خوردن

7 بازدید
[ زِ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) سلب حمایت از پناهندهٔ خود کردن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پیمان شکنی. زنهارخواری. عهدشکنی : ز طبع تو همین آمد که کردی که با زنهاریان زنهار خوردی. (ویس و رامین). چون همی بر من زنهار خورد دنیا خویشتن چون دهی ای پور به زنهارش. ناصرخسرو. مخور زنهار بر کس، گر نخواهی که خواهی و نیابی هیچ زنهار.ناصرخسرو. کس به زنهاری خویش اندر زنهار خورد زینهاریست دلم نزد تو ای بت زنهار. سوزنی (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و روزگار غدار چنانکه عادت اوست با وی زنهار خورد. (راحة الصدور راوندی). چون محمود سبکتکین با او غدر کرد و زنهار خورد. (راحة الصدور راوندی). که شه را بد بود زنهار خوردن بد آمد در جهان بدکار کردن.نظامی. مخور در خانهٔ کس هیچ زنهار که با تو آن کند کان زاغ با مار.نظامی. دری دیگر نمیدانم که روی از تو بگردانم مخور زنهار بر جانم که دردم بی دوا ماند. سعدی. و زاری کردم که به قلعه و به خون خلق زنهار مخور اجابت ننمود. (رشیدی). || خلاف امانت داری. خیانت در امانت : من دل بتو دادم که به زنهار بداری زنهار مخور بر دل زنهاری زنهار.فرخی. رجوع به زنهار و زینهار و دیگر ترکیبهای این کلمات شود.

کلمات هم‌قافیه با «زنهار خوردن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید