معنی زنهارده
5 بازدید
[ زِ دِهْ ] (نف مرکب) امان دهنده. جار: چو پیروز گردی ز تن خون مریز چو شد دشمن بدکنش در گریز چو خواهد ز دشمن کسی زینهار تو زنهارده باش و کینه مدار.فردوسی. رجوع به زنهار و زینهار و ترکیبهای این دو کلمه شود.
کلمات همقافیه با «زنهارده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر