معنی زندورد
6 بازدید
[ زَ دَ وَ ] (اِخ) شهری است نزدیک واسط، حالا ویران و خراب است. (منتهی الارب). رجوع به معجم البلدان شود. || ناحیه ای است در اواخر عراق. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «زندورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر