معنی زندوان
6 بازدید
[ زَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) بمعنی زندخوان است که عندلیب و فاخته باشد. (برهان). بمعنی زندخوان است. (آنندراج). محرف زندواف. (فرهنگ فارسی معین). هزاردستان. (اوبهی). || مجوس را نیز گفته اند. (برهان). رجوع به زند و دیگر ترکیبهای این کلمه و مزدیسنا ص ۱۴۱ شود.[ زَ دُ ] (اِخ) دهی از بخش حومهٔ شهرستان نائین است که ۱۱۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).
کلمات همقافیه با «زندوان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر