معنی زندهنامی
6 بازدید
[ زِ دَ / دِ ] (حامص مرکب) نیکنامی. خوشنامی. جاویدانی نام : خوب کرداری ز بهر زنده نامی کرده اند زنده نامی بهتر است از زندگی لحم و عظام. سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). میوهٔ من مدح و آب زندگانی اندر او زنده نامی حاصل آید چون بدو در بنگری. سوزنی. همیشه تا به جهان زنده نامی ابد است حکیم را به ثنا و کریم را به عطا.سوزنی.
کلمات همقافیه با «زندهنامی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر