معنی زنجره
6 بازدید
[ زَ جَ رَ / رِ ] (اِ) جانوری است کوچک شبیه به ملخ که شبها آواز طولانی کند و عربان صراراللیل خوانند. (برهان) (از فرهنگ رشیدی) (از ناظم الاطباء). جانورکی است کوچک شبیه به ملخ که صدای طولانی شبها از آن برآید. (انجمن آرا) (آنندراج). به <۵۳۰۶۴۰۰۹۰۱۱۲۹۵۱۰۱>... لغت اصفهانی صرصر را نامند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). || حشره ای است از راستهٔ نیم بالان که سر بزرگ و چهار بال شفاف و نازک دارد و بر روی درختان بسر می برد و از شیرهٔ آنها تغذیه می نماید. جنس نر این حیوان با اعضای مخصوص زیر شکم و کشیدن پاهایش به آنها صدای سوت مخصوصی تولید می کند. مادهٔ این حشرات درون پوست درخت تخم می گذارند. سیرسیرک. (فرهنگ فارسی معین). زیز. (المنجد).
کلمات همقافیه با «زنجره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر