معنی زنجرف
4 بازدید
[ زَ جَ ] (معرب، اِ) معرب شنگرف است. (از فرهنگ فارسی معین). بمعنی شنگرف است و آن جوهری باشد کانی و عملی، بهترین آن کانی است و عملی را از سیماب سازند و آن زهر قاتل است. (برهان) (آنندراج). شنجرف. (ناظم الاطباء). زنجفر. شنگرف. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به شنگرف، تحفهٔ حکیم مؤمن و ترجمهٔ صیدنه شود.
کلمات همقافیه با «زنجرف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رف» برای سرودن شعر