معنی زنجان

معنی زنجان

7 بازدید
[ زَ ] (اِخ) شهرستان زنجان یکی از شهرستانهای استان یکم کشور است و از شمال به خطالرأس سلسلهٔ جبال اصلی البرز بین طارم و گیلان و از خاور به شهرستان قزوین و از باختر به شهرستان میانه و از جنوب به شهرستان همدان محدود میباشد. این شهرستان بطور کلی کوهستانی و هوای آن در بخش های زنجان، ابهر و قیدار سرد و در دهستانهای قشلاقات افشار، انگوران، ماه نشان و طارم معتدل است. پنج رشته کوهستان در این شهرستان وجود دارد که چهار رشته از باختر به خاور و یک رشته از جنوب خاوری به شمال باختری و خطالرأس آنها حد طبیعی شهرستان و بخش ها محسوب می گردد: ۱ -رشتهٔ شمالی یا سلسلهٔ البرز مرتفع ترین قلل آن «کلاس» به ارتفاع ۲۹۷۴ متر و «باکلور» به ارتفاع ۲۹۶۶ متر است. ۲ -رشتهٔ دوم موازی با رشته اول و مرتفع ترین قلل در آن «دگاه» است به ارتفاع ۲۹۸۹ متر و «چله خان» به ارتفاع ۲۷۷۵ متر است. ۳ -رشتهٔ سوم که در جنوب شهر زنجان و ابهر و موازی رشتهٔ دوم می باشد، مرتفع ترین قلل آن «جهان داغ» به ارتفاع ۲۴۸۴ و «کوه رستم» به ارتفاع ۲۷۰۰ متر است. ۴ -رشتهٔ چهارم تقریباً موازی با رشتهٔ سوم بین دهستانهای ایجرود سجاس رود و قشلاقات و سهرورد واقع است و بکوه قیدار معروف است، بلندترین قلهٔ آن در باختر قصبهٔ قیدار به ارتفاع ۲۷۷۵ متر است. ۵ -رشتهٔ پنجم در قسمت باختری شهرستان و موازی با رودخانهٔ قزل اوزن و جهت آن از جنوب خاوری به شمال باختری است و حد طبیعی بخش ماه نشان با بخش تکاب میباشد و مرتفع ترین قلل آن «خورجهان» به ارتفاع ۳۳۱۸ متر است و «سپهسالار» به ارتفاع ۳۰۵۲ متر و «علم کندی» به ارتفاع ۲۹۰۵ متر است. این رشته بین زنجان و میانه به قافلانکوه و به رشتهٔ دوم متصل می گردد. رودخانه های مهم این شهرستان، قزل اوزن است، که از کردستان و همدان سرچشمه گرفته در حدود جنوب باختری این شهرستان وارد شده و از میان بخش ماه نشان و قافلانکوه گذشته و پس از اتصال با شعبات دیگر که از کوههای آذربایجان سرچشمهٔ گرفته در میانه بطرف خاور منحرف شده، از میان بخش طارم عبور کرده در نزدیکی های پل منجیل با رودخانهٔ شاهرود که سرچشمهٔ آن از کوههای طالقان و الموت است یکی میگردد و بطرف گیلان سرازیر شده بنام سفیدرود وارد دریای خزر می شود. زنجان رود که از حدود سلطانیه سرچشمه گرفته و از جنوب زنجان عبور کرده در حدود آبادی رجین به قزل اوزن متصل می گردد. ایجرود که سرچشمهٔ آن دره های جنوبی رشتهٔ سوم ارتفاعات یاد شده است، در حدود ینگی کند جامع السرا به قزل اوزن متصل میشود. سجاس رود که سرچشمه آن ارتفاعات جنوب سلطانیه و دره های کوه قیدار است به ایجرود متصل میشود. خررود که سرچشمهٔ آن دره های خاوری کوه قیدار و ارتفاعات خدابنده لو است، در حدود آب گرم با رودخانهٔ آوج یکی شده در شهرستان قزوین جریان دارد و انتهای آن به رودخانهٔ شور معروف است. به زرینه رود که سرچشمهٔ آن دره های باختری کوه خرقان است به قزل اوزن منتهی میشود. ابهررود که سرچشمهٔ آن حدود گردنهٔ سلطانیه و ارتفاعات شمال و جنوب بخش ابهر است به خررود متصل میشود. این شهرستان از پنج بخش بنام: بخش حومه، بخش ابهررود، بخش قیدار، بخش ماه نشان، بخش سیردان و ۱۰۲۴ آبادی تشکیل یافته و مرکز آن شهر زنجان است. جمعیت آن به اضافه سکنهٔ شهر زنجان ۴۴۵ هزار تن است. محصول این شهرستان غلات دیمی و آبی و میوه های سردسیری و فرآورده های دامی است. راه آهن مرکز به آذربایجان از وسط این شهرستان عبور می کند و راه شوسهٔ تبریز در موازات راه آهن، از راههای اصلی این شهرستان است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲). رجوع به مادهٔ بعد شود.
[ زَ ] (اِخ) شهری است به آذربایجان. (منتهی الارب) (آنندراج). شهر حاکم نشین ولایت خمسه که میانهٔ قزوین و میانج واقع شده است. (ناظم الاطباء). نام شهری میان قزوین و تبریز و آنرا خمسه نیز گویند. و لقب آن دارالسعاده بود و قلمتراش و ملیله کاری آن بخوبی مشهور است. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا). شهر زنجان در ۳۱۴ هزارگزی باختر تهران و ۳۰۲ هزارگزی جنوب خاوری تبریز و بر سر راه شوسه و خط آهن تهران آذربایجان واقع است و طول جغرافیایی آن ۴۸ درجه و ۲۹ دقیقه و عرض آن ۳۶ درجه و ۴۰ دقیقه است و از سطح دریا ۱۶۰۰ متر ارتفاع دارد. هوای آن سرد و زمستان آن طولانی و تابستانش معتدل است. این شهر در حدود ۴۸۰۰۰ تن سکنه دارد و یکی از شهرهای قدیمی کشور است. این شهر دارای کارخانهٔ کبریت سازی می باشد و صنعت چاقوسازی آن مشهور است. از بناهای تاریخی این شهر: مسجدشاه، مسجد حاجی میرزاابوالقاسم، مسجد جامع، کاروانسرا سنگی، مسجد ملا و امامزاده ابراهیم، پل های حاجی میربهاءالدین و اسعدالدوله کهنه کرپی را میتوان نام برد. چنانکه پیش از این اشاره رفت این شهر یکی از شهرهای قدیم ایران است و گویند بطلیموس از آن نام برده و بعقیدهٔ حمداللََّه مستوفی اردشیر بابکان آن را بنا نهاده و مسلمانان در سال ۲۴ هـ . ق. آنرا گشودند. این شهر در کتب جغرافیانویسان گاه ناحیه ای از دیلم و گاه جزء جبال و گاه جزء آذربایجان و گاهی هم جزء ری بشمار میرفت و در قرن چهارم هجری منطقهٔ فعالیت دیلمیان و آل مسافر بود. در دوران مغول این شهر ویران گردید. الجایتو، سلطانیه را در نزدیکی زنجان بنا نهاد و پایتخت خود ساخت. در دوران بعد از صفویه دامنهٔ جنگهای ایران و حکومت عثمانی تا زنجان کشیده شد و در سال ۱۲۶۶ هـ . ق. بابیه با قوای دولتی در این شهر مقاومت مسلحانه کردند. رجوع به فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲، دائرة المعارف فارسی و فرهنگ فارسی معین شود.
[ زَ ] (اِخ) بخش حومهٔ شهرستان زنجان است که از چهار دهستان بنام حومه، ایجرود، زنجانرود، سلطانیه و ۳۰۲ آبادی بزرگ و کوچک تشکیل یافته و ناحیه ای کوهستانی سردسیر است و در حدود ۱۲۰۰۰۰ تن سکنه دارد و راه آهن آذربایجان تهران و همچنین راه شوسهٔ تهران به تبریز از این بخش می گذرد و دهستان حومهٔ شهر زنجان دارای ۹۰ آبادی و ۳۵۰۰۰ تن سکنه است و قرای مهم آن: دیزج آباد، تهم، سهرین، ینگجه حاجی ارش، اژدهاتو، چورزق، نیماور، آزاد، ذاکر، زرنان و امین آباد است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۲).

کلمات هم‌قافیه با «زنجان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید