معنی زنتو
7 بازدید
[ زَ ] (اِ) عشیره . (تاریخ ایران باستان ج ۳ ص ۲۶۴۷). طایفه. (ایران در زمان ساسانیان چ امیر مکری ص ۲۹).[ زَ ] (ع اِ) زَنتور. سنتور. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زنتو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تو» برای سرودن شعر