معنی واژه زنبری
6 بازدید
[ زَمْ بَ ری ی ] (ع ص) گران از مردم. (منتهی الارب) (آنندراج). گران و جسیم از مردم. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) نوعی از کشتی بزرگ. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد) (از آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از برهان) (از فرهنگ جهانگیری). رجوع به زنبریة شود.