معنی واژه زنبرک
5 بازدید
[ زَمْ بُ رَ ] (ع اِ) قذاف و کمان گروهه. (ناظم الاطباء).[ زُمْ بُ رَ ] (ع اِ) فنر. قطعه فلزی که در مقابل فشار عکس العمل نشان دهد. || پاشنهٔ تفنگ. قطعه فنر سلاح آتشین برای تیراندازی. زنبراق. (از دزی ج ۱ ص ۶۰۵). رجوع به مادهٔ قبل و زنبراق شود. || فلان زنبرک القوم؛ کسی که افکار گروهی را چنانکه خود خواهد هدایت کند. (از دزی ج ۱ ص ۶۰۵) (محیط المحیط).